<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های برنامه درسی</title>
    <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های برنامه درسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تاثیر یادگیری مبتنی بر مسئله بر یادگیری خودراهبر، پیشرفت تحصیلی، رضایت تحصیلی و نگرش به یادگیری مبتنی بر مساله دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدایی در درس علوم تجربی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8760.html</link>
      <description>ﭘﮋوﻫﺶ حاضر ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﺮرﺳﯽ تاثیر یادگیری مبتنی بر مسئله بر یادگیری خودراهبر، پیشرفت تحصیلی، رضایت تحصیلی و نگرش بر PBL دانش‌آموزان پایه پنجم‌ ابتدایی در درس علوم تجربی اﻧﺠﺎم یافته است. روش پژوهش به لحاظ رویکرد کمی، به‌لحاظ هدف کاربردی و به‌لحاظ ماهیت شبه تجربی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه آموزشی نازلوی ارومیه به تعداد 320 نفر بودند که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. جهت ﺟﻤﻊ‌‌آوری داده‌ﻫﺎ، از پرسشنامه‌ رضایت از یادگیری مبتنی بر مسئله کیم و پرسشنامه رضایت تحصیلی لنت و همکاران؛ پرسشنامه سنجش خودراهبردی در یادگیری دانش‌آموزان فیشر و همکاران؛ پرسشنامه دانش، ادراک و نگرش بر یادگیری مبتنی بر مسئله جاگاناثان و همکاران و پرسشنامه نگرش بر یادگیری مبتنی بر مسئله آلپر استفاده گردید. برای بررسی رواﯾﯽ پرسشنامه‌ها از نظرات اساتید گروه علوم تربیتی دانشگاه تبریز و برای ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ آنها از آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل فرضیه‌های اول، سوم و چهارم ﭘﮋوﻫﺶ، از تحلیل کوواریانس چند متغیره و فرضیه‌ دوم از تحلیل کوواریانس تک‌متغیره استفاده شد و داده‌ها با نرم افزارSPSS27 تجزیه و تحلیل شده اند. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻧﺸﺎن دادﻧﺪ ﮐﻪ یادگیری مبتنی بر مسئله بر یادگیری خود‌راهبر، پیشرفت تحصیلی، رضایت تحصیلی و نگرش بر PBL دانش‌آموزان پایه‌ پنجم ابتدایی در درس علوم تجربی ﺗﺎﺛﯿﺮ دارد. این روش تاثیرات مثبت و مهمی‌را در میانگین یادگیری آنان دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی رویکرد نال در برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان: یک پژوهش کیفی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8623.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی ماهیت برنامه‌درسی دانشگاه فرهنگیان با محوریت رویکرد نال در رشته آموزش ابتدایی انجام شد. اجرای پژوهش ترکیبی از روش پدیدارشناسی همراه با تحلیل استنتاجی بود. میدان پژوهش دربرگیرنده اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 17 نفر از آنها از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش خود ارزیابی پژوهشگر و تحلیل‌های میان موردی برای اعتبار داده‌های پژوهش و روش مقایسه مستمر و نظام‌مند در ثبت و نوشتن داده‌ها برای تعیین پایایی داده‌ها استفاده شد. یافته‌های پژوهش بیانگر مفاهیمی مانند کیفیت برنامه‌درسی، فرهنگ دانشگاهی، قابلیت اساتید، فهم‌پذیری دانشجویان، نظام ارزشیابی و رویکرد آموزشی است که بر دانش معلمی(دانش تربیتی، دانش محتوایی، دانش محتوایی- تربیتی) تاثیرگذار بوده و ابعاد مختلفی از برنامه درسی نال را نمایان می‌سازد. نتایج نشان می دهد که رویکرد نال در برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان باید مورد بررسی مستمر قرار گیرد تا گستره ابعاد مختلف آن و عواملی که باعث توسعه آن در ساختار آموزشی می شود، شناسایی شود. هم‌چنین میزان تاثیرگذاری برنامه درسی نال بر فعالیت‌های نظری و عملی در محتوای درسی دانشگاه فرهنگیان ارزیابی شده تا نسبت به طراحی فعالیت های یادگیری مناسب اقدام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه زیسته معلمان از تدریس در مدارس شاهد: یک مطالعه پدیدارشناسانه</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8757.html</link>
      <description>پژوهش حاضر باهدف &amp;amp;laquo;واکاوی تجارب‌زیسته معلمان از اجرای برنامه‌درسی در مدارس‌شاهد&amp;amp;raquo; انجام ‌شد. رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده پدیدارشناسی بود. مشارکت‌کنندگان بالقوه&amp;amp;rlm;ی پژوهش کلیّه‌ی معلمان دوره متوسطه اول و دوم مدارس‌شاهد شهر اراک بودند که با استفاده از روش اشباع نظری 28 نفر در مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختار یافته بود و مدت زمان مصاحبه بین 20 تا 83 دقیقه بود. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند. اعتبارداده‌ها با دو روش ذکر جزئیات (نقل قول‌ها و شیوه استخراج کدها) و همچنین بازبینی توسط یک محقق مسلط به حوزه کیفی در رشته مطالعات برنامه‌درسی انجام شد. یافته های پژوهش شامل 118 مضمون پایه، 11 مضمون سازمان‌دهنده‌ و 1 مضمون فراگیر بود. مضامین سازمان‌دهنده عبارت بودند از: حمایت نهادی از مدارس‌شاهد، مهیا بودن منابع فرهنگی و آموزشی‌مناسب، ارجحیت تعهد نسبت به تخصص، چالش‌های مدیریتی، جوسازمانی رضایت‌بخش، چالش‌های آموزشی، ارجحیت انتخاب مدارس شاهد توسط معلمان، چالش‌های رفتاری یادگیرندگان، ناهمگن بودن یادگیرندگان، چالش‌های رفتاری اولیاء و پررنگ بودن فعالیت‌های فوق‌برنامه. با توجه به یافته‌های پژوهش می‌توان گفت مدارس شاهد با داشتن بسترهای آموزشی و پرورشی و.. مناسب می توانند در میان انواع مدارس در ایران از نظر عملکرد آموزشی و تربیتی در سطح بسیار خوبی قرار گیرند. البته لازم به ذکر است که برای تحقق این هدف باید برای چالش‌های مختلف مطرح شده در در این مدارس که در یافته های پژوهش به آنها اشاره شده است راه حل‌های مناسبی در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و شناسایی روش‌های یاددهی ـ یادگیری برنامه درسی تربیت عاطفی در دوره ابتدایی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8853.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل روش‌های یاددهی&amp;amp;ndash;یادگیری مناسب برای برنامه درسی تربیت عاطفی در دوره ابتدایی انجام شد؛ زیرا این بُعد از رشد کودک با سلامت روانی، سازگاری اجتماعی و موفقیت تحصیلی پیوند دارد و غفلت از آن می‌تواند به اضطراب، پرخاشگری و افت تحصیلی بینجامد. مطالعه با رویکرد کیفی و طرح تحلیل محتوای قراردادی اجرا شد. جامعه پژوهش متخصصان و اعضای هیئت علمی علوم تربیتی، روان‌شناسی و مدیریت آموزشی بودند که ۱۸ نفر از آنان با نمونه‌گیری هدفمند و تنوع حداکثری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری، به‌صورت استقرایی تحلیل و با معیارهای لینکلن و گوبا از نظر اعتبار، انتقال‌پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری ارزیابی شد. یافته‌ها مقوله محوری &amp;amp;laquo;یادگیری تعاملی و عاطفی&amp;amp;raquo; را نشان داد و پنج دسته روش را معرفی کرد: یادگیری تجربه‌محور، شیوه‌های تعاملی، یادگیری مشارکتی، روش‌های نوین و ترکیبی مبتنی بر فناوری، و توانمندسازی معلم با تأکید بر خودآگاهی و مدیریت هیجان. در مجموع، طراحی برنامه‌های بومی و ارتقای شایستگی عاطفی معلمان می‌تواند مهارت‌های عاطفی&amp;amp;ndash;اجتماعی دانش‌آموزان را همزمان با یادگیری تحصیلی تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش با هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی- رویکرد ترکیبی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8905.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی واعتباریابی الگوی آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی ایران با رویکرد ترکیبی انجام شد. در بخش کیفی با روش مطالعه موردی، دیدگاه‌های اعضای هیأت علمی و صاحب‌نظران آشنا با هوش مصنوعی که به روش نمونه‌گیری هدفمند (گروه بارز) انتخاب شدند، از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و با روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار NVivo کدگذاری و تحلیل شد. در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس یافته‌های کیفی طراحی گردید. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی ۲۰ دانشگاه برتر دولتی و آزاد ایران در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۲۸ نفر با سابقه فعالیت در حوزه هوش مصنوعی به روش نمونه‌گیری گروه بارز برای اعتباریابی انتخاب شدند. روایی پرسشنامه با تحلیل گویه(ضریب همبستگی ۶۵/۰) و پایایی با آلفای کرونباخ (۹۱/۰) تأیید شد. برای اعتباریابی مدل از شاخص‌های نسبت روایی محتوایی(CVR) و شاخص روایی محتوایی (CVI) استفاده گردید. یافته‌های کیفی منجر به شناسایی سه مؤلفه اصلی پیشایندها (شامل ویژگی‌های دانشی، مهارتی و نگرشی اعضای هیأت علمی و دانشجویان و ویژگی‌های زیرساختی دانشگاه)، فرایندها(شامل فعالیت‌های پیش، حین و پس از تدریس)و پیامدها(شامل پیامدهای تحصیلی و روان‌شناختی) شد.در اعتباریابی کمی، بر اساس مقادیر CVR و CVI، گویه‌های فاقد اعتبار حذف و برخی بازنویسی شدند. الگوی نهایی که دربرگیرنده تعامل پویای این مؤلفه‌هاست، از اعتبار نظری و تجربی کافی برخوردار بوده و می‌تواند به‌عنوان چارچوبی جامع برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی درسی و توانمندسازی اساتید در جهت ادغام مسئولانه و مؤثر هوش مصنوعی در آموزش عالی ایران مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگو و اعتبارسنجی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار در برنامه درسی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8583.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: باتوجه به اینکه آموزش از ارکان اساسی توسعه پایدار گردشگری است و موفقیت آن به اجرای اصولی مانند تربیت نیروهای متخصص، آموزش، آگاه‌سازی در این حوزه وابسته است. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارائه الگو و اعتبارسنجی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار &amp;amp;rlm;در برنامه درسی دانش‌آموزان است.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی، 20 نفر از خبرگان شامل اساتید دانشگاهی متخصص در زمینه آموزش رسمی سواد گردشگری هستند. در بخش کمی، از نظرات 343 نفر از معلمان حوزه آموزش و سواد گردشگری جهت اعتباریابی استفاده شد. در رویکرد کیفی نیز از تحلیل مضمون با نرم افزار maxqda2020 و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و در رویکرد کمی از روش توصیفی از نوع پیمایشی با نرم‌افزار SmartPLS3 استفاده شد.یافته‌ها: با بررسی و دسته‌بندی کدها، 96 شاخص را شناسایی نموده و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آن‌ها، در 21 مفهوم اصلی دسته‌بندی شد که در 8 گروه 1- عوامل زمینه‌ساز، 2- عوامل مداخله‌گر، 3- اهداف آموزشی، 4- اهداف پرورشی، 5- سواد گردشگری، 6- آموزش رسمی، 7- توسعه پایدار، 8- کیفیت زندگی جای ‌داده شدند. اعتبارسنجی الگوی پژوهش حاضر نشان داد الگوی تحقیق از برازش مطلوبی برخوردار است.بحث و نتیجه‌گیری: گنجاندن اهداف پرورشی در الگو نشان‌دهنده این است که آموزش سواد گردشگری باید به توسعه شخصیت و مهارت‌های اجتماعی یادگیرندگان نیز بپردازد. این اهداف می‌توانند شامل تقویت روحیه همکاری، مسئولیت‌پذیری و احترام به فرهنگ‌های مختلف باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی مبتنی بر زیست‌بوم کارآفرینی در آموزش عالی (مطالعه موردی: رشته‌های مدیریت و خدمات اجتماعی دانشگاه جامع علمی‌کاربردی)</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8788.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، طراحی و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی با جهت‌گیری زیست‌بوم کارآفرینی برای رشته‌های گروه آموزشی مدیریت و خدمات اجتماعی دانشگاه جامع علمی‌کاربردی بود. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، یک مطالعه ترکیبی (کیفی-کمی) با طرح اکتشافی متوالی بود که در دو فاز مجزا انجام شد. در فاز کیفی مطالعه کنونی و با استفاده از رویکرد مطالعه موردی، داده‌ها از طریق مطالعه نظام‌مند اسناد و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 18 خبره (اساتید برنامه‌ریزی درسی، کارآفرینان و مدیران آموزشی) تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته‌های این فاز منجر به طراحی چارچوب اولیه‌ای متشکل از 4 بُعد (اهداف، محتوا، روش‌های یادگیری-تدریس و ارزشیابی)، 15 مؤلفه و 75 شاخص گردید. در فاز کمّی و به منظور اعتباریابی بیرونی چارچوب طراحی‌شده، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته مبتنی بر یافته‌های کیفی و متشکل از 60 گویه در مقیاس لیکرت پنج‌درجه‌ای، بین نمونه‌ای متشکل از 386 نفر از ذی‌نفعان (اساتید، دانشجویان و کارآفرینان) توزیع و داده های مطالعه گردآوری شد. روایی ابزار توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ 94/0 تأیید گردید. داده‌های کمی با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و درصد) و استنباطی (آزمون خی-دو) در نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل آزمون خی-دو حاکی از وجود اجماع نظر آماری معنادار (p &amp;amp;lt; 0.05) بین گروه‌های مختلف در مورد مؤلفه‌های چارچوب بود. همچنین، نتایج تحلیل توصیفی نشان داد که میانگین موافقت شرکت‌کنندگان با کلیه ابعاد و مؤلفه‌های چارچوب بیش از 78 درصد است</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی یادگیری تعاملی دانشجو معلمان در دانشگاه فرهنگیان فارس</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8759.html</link>
      <description>پژوهش حاضرباهدف طراحی الگوی یادگیری تعاملی برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان فارس انجام گرفت. این تحقیق از نوع پژوهش‌های ترکیبی اکتشافی متوالی است که دردوبخش کیفی وکمی صورت پذیرفته است.دربخش کیفی،بااستفاده ازروش پژوهش تفسیری وتحلیل مضمون،ابعادومؤلفه‌های الگوی یادگیری تعاملی شناسایی شد. مشارکت‌کنندگان دراین بخش شامل15نفرازخبرگان رشته علوم تربیتی بودندکه با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، اطلاعات موردنیازگردآوری شد.پس ازتحلیل داده‌های کیفی،6بعدو20مؤلفه اصلی استخراج گردیدودرمرحله ابزارسازی، پرسشنامه‌ای برای ارزیابی مدل طراحی‌شده تدوین شد.در بخش کمی،مدل طراحی‌شده بااستفاده ازپرسشنامه محقق‌ساخته درنمونه‌ای شامل۴۷۸نفر ازدانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان فارس،که به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودندموردآزمون قرارگرفت.نتایج تحلیل داده‌هابااستفاده ازروش‌های آماری مناسب،تأثیرگذاری مدل پیشنهادی درفرآیندیادگیری تعاملی راتأییدنمود.اعتبار پرسشنامه ازطریق روایی محتوایی وتحلیل عاملی تأییدشد.نتایج تحقیق نشان دادکه الگوی یادگیری تعاملی شامل شش مضمون اصلی است:(1)کیفیت آموزش،(2)ویژگی‌های کلاس درس، (3)فناوری و تجهیزات،(4)فرآیند اجرایی تعاملی،(5)ویژگی‌های فردی دانشجو و استاد، و (6) تحولات دانشگاهی. هر یک از این مضامین شامل مجموعه‌ای از عوامل و مؤلفه‌های کلیدی است که به طور مستقیم بر اثربخشی فرآیند یادگیری تعاملی تأثیر می‌گذارند. همچنین، یافته‌ها نشان داد که استفاده از فناوری‌های نوین آموزشی، تعاملات مؤثر بین دانشجومعلمان و اساتید، و طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر نیازهای واقعی دانشجومعلمان از ارکان اساسی موفقیت این الگو هستند. نتایج آزمون‌های برازش مدل، نشان‌دهنده برازش مناسب مدل تحقیق هستند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهادهایی برای بهبود فرآیندهای آموزشی دانشگاه فرهنگیان ارائه شده است که می‌تواند راهگشای توسعه یادگیری تعاملی در سایر مؤسسات آموزشی باشد. این پژوهش به‌عنوان یک چارچوب نظری و عملی برای طراحی و پیاده‌سازی الگوهای یادگیری تعاملی در سیستم‌های آموزشی کشور قابل استفاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی انتقادی برنامه‌های درسی بازنگری شدة رشته‌های زبان‌های خارجی در پرتو اخلاق پژوهش</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8775.html</link>
      <description>برنامه‌های درسی دانشگاهی در دنیا به دلیل آهنگ تند تغییرات پیوسته در حال بازنگری‌اند. یکی از مقوله‌هایی که با گسترش فناوری‌ها و ابزار دیجیتال نوین هم تسهیل و هم بعضاً مورد سوءاستفاده واقع شده، کمیت و کیفیت بروندادهای پژوهشی می‌باشد. از این رو بایسته است در امر برنامه ریزی درسی به طور عام و نگارش اسناد برنامة درسی به طور خاص مقولة پژوهش پاک و الزامات آن مورد اقبال قرار گیرد. هدف از این پژوهش، بررسی میزان توجه برنامه‌های درسی وزارت عتف به مقولات پژوهش اخلاقی می‌باشد. در این راستا، مطالعة کنونی با تحلیل محتوای پایه و تحلیل مضمون دوازده برنامة درسی بازنگری شده در چهار رشتة زبان‌های خارجی انگلیسی، فرانسه، آلمانی، و روسی در هر سه مقطع کارشناسی پیوسته، کارشناسی ارشد، و دکتری تخصصی کوشیده تا میزان شمول مقولات اخلاق در پژوهش و ماهیت چنین بازنمودی را بر خواننده عرضه کند. یافته‌ها مبین این است که، هر چند به طور نسبی مبحث پژوهش پاک در برنامه‌های درسی رشته‌های انگلیسی و فرانسه، البته با توزیع نامتوازن، گنجانده شده، توجه به اخلاقیات پژوهش و مصادیق آن آنگونه که از برنامه‌های درسی دوره‌های پژوهشگرپرور تحصیلات تکمیلی انتظار می‌رود، لحاظ نشده است. در پایان، یافته‌ها، با در نظر گرفتن نقش مهمی که آموزش عالی در جامعه‌پذیری افراد نسبت به ارزش‌های جامعه نظیر اخلاقیات تحقیق ایفا می‌کند، مورد بحث قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی اثربخشی برنامه های درسی دانشگاه با محوریت شایستگی های حرفه ای فارغ التحصیلان</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8852.html</link>
      <description>The aim of the present study was to develop a model for the effectiveness of university curricula, with an emphasis on graduates&amp;amp;rsquo;professional competencies.In terms of purpose, the study was fundamental research, and in terms of methodology, it was qualitative and conducted using a theoretical contextualization approach.Research data were collected through documentary content analysis.To this end,theoretical texts,books,articles, and relevant studies concerning the effectiveness of university curricula and graduates&amp;amp;rsquo; professional competencies were purposively selected and analyzed.The data-analysis process was carried out in four stages: concept coding,theme categorization, contextualization, and representation of the final model. At the contextualization stage, the components of the three-level model of internal, external, and institutional effectiveness were analyzed and recombined in relation to the framework of graduates&amp;amp;rsquo; professional competencies.The findings indicated that the dimension of internal effectiveness includes competencies such as self-direction, self-motivation, personality traits, general awareness, lifelong learning, thinking skills, creativity, information processing,social interaction, teamwork, problem-solving, decision-making, specialized knowledge and insight, and cultural competencies.The dimension of external effectiveness encompasses components such as environmental awareness, general communication, resource management,digital and workplace skills, specialized capabilities,employability,entrepreneurship, business skills, economic issues, and management and leadership.Furthermore,the dimension of institutional effectiveness includes ethical components, social responsibilities,global perspectives, sustainability,and environmental concerns.To ensure the credibility and dependability of the findings, detailed documentation of the analytical process, source triangulation, peer review, and recoding were employed.By presenting a comprehensive model,this framework emphasizes the need to address individual development (internal effectiveness),responsiveness to labor-market needs(external effectiveness),and the fulfillment of social and ethical commitments (institutional effectiveness) simultaneously in curriculum design</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بازنمایی تصویری در حل مسائل کلامی ریاضی: مطالعه تطبیقی در حوزه‌های اعداد، نسبت و هندسه</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8873.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف مقایسه عملکرد دانش‌آموزان در حل مسائل کلامی ریاضی در دو موقعیت توصیفی (کلامی) و تصویری انجام شد. پژوهش از نوع شبه‌تجربی با طرح درون‌آزمودنی برای مقایسه دو موقعیت و طرح بین‌آزمودنی برای مقایسه مقاطع تحصیلی بود. نمونه شامل ۶۰ دانش‌آموز دختر پایه ششم ابتدایی و دوره اول متوسطه شهرستان بروجرد بود که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، آزمون محقق‌ساخته‌ای متشکل از ۲۱ مسئله زوجی در سه حوزه اعداد، نسبت و هندسه و اندازه‌گیری (هر کدام ۷ مسئله) بود که هر مسئله در دو قالب توصیفی و تصویری طراحی شد. برای هر آزمودنی، ۱۲ مسئله به‌صورت تصادفی به‌عنوان نسخه توصیفی (الف) و سایر مسائل به‌عنوان نسخه تصویری (ب) ارائه گردید. داده‌ها با آزمون t زوجی و مستقل تحلیل شدند. نتایج نشان داد تغییر بازنمایی از توصیفی به تصویری تأثیر معناداری بر عملکرد دانش‌آموزان دارد (t= -5/90، p&amp;amp;lt;0/05). در دوره ابتدایی، میانگین عملکرد در مسائل تصویری (16/5=M) بیش از توصیفی (10/65=M) بود و در دوره متوسطه نیز الگوی مشابهی مشاهده شد (تصویری: 14/58=M، توصیفی: 12/40=M). همچنین، اثر بازنمایی تصویری در حوزه هندسه و اندازه‌گیری (16=M در برابر 13=M) چشمگیرتر از نسبت (10/17=M در برابر 14/67=M) و اعداد (12/42=M در برابر 15/67=M) بود. یافته‌ها بر کارآمدی بازنمایی تصویری، به‌ویژه در مسائل هندسی، در بهبود یادگیری و حل مسئله تأکید دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
