<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های برنامه درسی</title>
    <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های برنامه درسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کاوشی پیرامون بی اشتیاقی دانش آموزان دوره دوم متوسطه به مطالعات فلسفی: یک مطالعه داده بنیاد</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8242.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، مطالعه کیفی علل و زمینه‌های عدم تمایل دانش آموزان دوره دوم متوسطه به مطالعات فلسفی است. روش پژوهش از نوع کیفی بوده و با شیوه نظریه داده بنیاد انجام شده و تلاش بر این است تا با بهره‌گیری از مصاحبه عمیق، فرآیند ایجاد انگیزش مطالعات فلسفی بواسطه واحد یادگیری آموزش فلسفه در دوره متوسطه دوم را شناسایی کند. مشارکت‌کنندگان این پژوهش 25 نفر از معلمان شهر تبریز هستند که به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. فرآیند نمونه‌گیری تا اشباع اطلاعاتی ادامه پیدا کرد. یافته‌های حاصل از مصاحبه‌های مشارکت‌کنندگان نشان می‌دهد که مقوله‌های نقص در فرآیند کاوشگری و بسط مهارت‌ها، عدم توسعه مهارت‌های دانش‌آموزان و بی‌توجهی به ظرفیت تخصصی معلمان به مثابه شروط علی و مقوله‌های عدم بسترمندی آموزش فلسفه در آموزش و پرورش، ضعف در کیفیت آموزشی واحد یادگیری فلسفه و عدم احساس نیاز به آموزش فلسفه به عنوان شرایط زمینه ساز بی انگیزگی دانش‌آموزان به مطالعات فلسفی است. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه‌ها همچنین حاکی است که مقوله‌های کالایی‌شدن آموزش و پرورش، تسلط آموزشهای سنتی و پولی شدن آموزش شروط مداخله‌گر است. مشارکت‌کنندگان مقوله‌های مطلوبیت ساختار و تعاملات آموزش و پرورش، بهبود محیط آموزشی و توجه به شیوه های فعال در آموزش فلسفه را به مثابه استراتژی‌های ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان برای مطالعات فلسفی دانستند. مقوله های فرهیختگی دانش‌آموزان، تبلور خردمندی و زیست اخلاقی دانش‌آموزان از منظر مشارکت کنندگان پیامدهای انگیزش مطالعات فلسفی دانش‌آموزان است. مقوله محوری در این پژوهش مفهوم هژمونی سیستماتیک نظام بازاری بر آموزش و پرورش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم پردازی برنامه درسی شاد براساس دیدگاه نل نادینگز</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8541.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش حاضر مفهوم پردازی برنامه‌درسی شاد از دید‌گاه نل‌نادینگز می‌باشد. این پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی از نوع مطالعه تحلیلی- اسنادی انجام شده است. میدان پژوهش کلیه منابع دست‌اول و دست‌دوم بود که به اندیشه نادینگز پرداخته بودند. نمونه‌‌گیری به روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری از منابع در دسترس انجام شد و در نهایت 11 کتاب و 20 مقاله از منابع دست‌اول و 3 کتاب و 24 مقاله از منابع دست‌دوم به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از کدگذاری و مقوله‌بندی استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است در بعد اهداف برنامه‌درسی شاد سه مؤلفه جهتگیری اهداف، محتوای اهداف و شیوه انتخاب اهداف شناسایی شد. در بعد محتوا، سه مؤلفه جهت‌گیری محتوا ، موضوعات محتوا و سازماندهی محتوا شناسایی شد. در بعد روش تدریس، سه مؤلفه جهت گیری تدریس ، مؤلفه جایگاه معلم و دانش آموز و استراتژیها شناسایی شد. در بعد ارزشیابی نیز سه مؤلفه نقد ارزشیابی موجود، جهت‌گیری ارزشیابی و استراتژی های ارزشیابی شناسایی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ادراک مدیران از چالش‌های آموزشی و تربیتی محیط‌های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی و ارائه راهکارهای پیشنهادی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8325.html</link>
      <description>هدف این پژوهش واکاوی ادراک مدیران از چالش‌های آموزشی و تربیتی محیط‌های‌ یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی و ارائه راهکارهایی بر اساس آن بود. این پژوهش‌‌ از نظر رویکرد‌‌‌ کیفی و از نوع پدیدارشناسی ‌توصیفی مبتنی بر مصاحبه‌ای‌ نیمه‌‌‌‌ ساختاریافته بود. میدان‌ پژوهشی ‌این -مطالعه در پاسخ به سوالات پژوهش، ‌‌کلیه مدیران‌‌ مدارس‌ ابتدایی چندفرهنگی ناحیه یک استان -قم‌، در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. در نهایت به منظور پاسخ به سوالات پژوهش، تعداد 10 نفر از مدیران‌‌ با تجربه فعلی کار در مدارس چندفرهنگی ابتدایی انتخاب‌ شدند ‌که مشارکت-کنندگان، از طریق نمونه‌گیری هدفمند تا قاعده اشباع نظری داده‌ها به دست‌‌آمدند. اطلاعات نوشتاری به‌ دست‌آمده از مصاحبه‌ها، از روش تحلیل‌ محتوای مضمونی مبتنی بر روش ‌پدیدار-شناسی‌ توصیفی‌ کلایزی (1978) مورد تجزیه‌‌ و‌تحلیل قرار‌ گرفت. اعتمادپذیری اطلاعات توسط معیارهای‌گوبا و لینکلن (1985) مورد بررسی قرارگرفت. سوال اول پژوهش از چالش‌های‌ آموزشی و تربیتی در محیط‌های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی از نظر مدیران؛ ۴ مضمون اصلی و ۹ زیرمضمون داشت که مضامین اصلی ‌‌آن عبارتند از: مشکلات مربوط به مسئولان آموزش و پرورش، معلمان، مدیران و والدین. همچنین سوال دوم پژوهش از راهکار‌های‌ آموزشی وتربیتی در محیط‌های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی از نظر مدیران ؛ 3 ‌‌مضمون اصلی و‌ 8‌‌‌‌‌ زیرمضمون داشت که مضامین اصلی آن عبارتند از: راهکارهایی در ارتباط با مسئولان آموزش وپرورش، مدیران و معلمان. نتیجه‌ کلی این پژوهش نشان داد؛ علی‌رغم چالش‌های موجود ناشی از بی توجهی و یا ناآگاهی مسئولان آموزش‌وپرورش اما راهکارهای ارائه‌شده در این پژوهش از نظر مدیران، عاملی برای حل اکثر مشکلات مربوطه می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاملی بر اجرای دروس دانش پداگوژی محتوای جغرافیا در دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8521.html</link>
      <description>پیشینه و اهداف: دانش پداگوژی محتوا ترکیبی از دانش موضوعی و دانش تربیتی است که به معلمان امکان می‌دهد محتوای تخصصی را به شیوه‌ای قابل فهم و مؤثر به دانش‌آموزان تدریس نمایند. در سال 1395 دانشگاه فرهنگیان برنامه‌ جدید تربیت معلم جغرافیا را با تأکید بر دانش پداگوژی محتوا طراحی نموده و به مرحله اجرا درآورد. این پژوهش با هدف بررسی اجرای دروس دانش پداگوژی محتوای جغرافیا صورت گرفته است. روش‌ها‌: پژوهش به شیوه کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی صورت گرفته و جامعه آن شامل مدیران، استادان و دانشجومعلمان آموزش جغرافیا در پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان در استان های اصفهان، البرز و خراسان جنوبی بوده که طی سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ در اجرای این برنامه مشارکت داشتند. نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شده و داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با نرم‌افزار MAXQDA2019 تحلیل گردید. اعتبار یافته‌ها از طریق بازبینی توسط مشارکت‌کنندگان و کدگذاری مجدد توسط پژوهشگران مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: در نتیجه، 79 مضمون پایه از این مصاحبه‌ها استخراج و در قالب ۱۹ مضمون سازمان دهنده سطح دوم و 4 مضمون سازنده سطح اول (قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها) دسته‌بندی گردیده و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتیجه‌گیری: تقویت ساختار گروه آموزش جغرافیا و گسترش ارتباطات آن با نهادهای علمی در داخل و خارج از کشور، ارتقای بنیه علمی استادان، توجیه دانشجومعلمان در مورد اهمیت موضوع، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و ایجاد تحصیلات تکمیلی در رشته آموزش جغرافیا از مهم‌ترین راهکارهای بهبود کیفیت دروس پداگوژی جغرافیا در دانشگاه فرهنگیان تشخیص داده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌ها و فرصت‌های رویکرد مدیریت منطقه‌ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8536.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های مهم رویکرد مدیریت منطقه‌ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگذاری برنامه درسی به اتخاذ رویکرد کیفی و انتخاب نمونه هدفمند مطلوبی از مدیران ارشد و متخصصان دارای تجربه زیسته مدیریتی در سطوح عالی مدیریت دانشگاه‌ها و وزارت عتف انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده؛ و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی نسبت به استخراج کدهای فرعی و دسته‌بندی مؤلفه‌ها و مقولات اصلی اقدام شد و در قالب 13 مؤلفه و 7 مقوله اصلی گزارش شده‌اند. مقولات اصلی شامل فرصت‌های مدیریت، فرصت‌های عملیاتی فرصت‌های اجتماعی و نیز چالش‌های ساختاری، چالش‌های عملیاتی، چالش‌های فرهنگی و چالش‌های اجتماعی شناسایی شدند. در نتایج به دست آمده بر مفاهیمی مانند استقلال دانشگاه، مسئولیت اجتماعی دانشگاه، ایدئولوژیک نبودن دانش، نگاه جهانی به دانش و اقدام محلی در راستای توسعه منطقه‌ای و متناسب با تنوع فرهنگی و اجتماعی، کاستن از تمرکزگرایی وزارت عتف، باورمندی به تخصص و شایسته‌سالاری و داشتن دانش و دغدغه برنامه درسی تأکید شده است. بر اساس یافته‌ها، سه مفهوم نخست را می توان مفاهیم محوری و تعیین کننده در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی تلقی کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی بسامد و کیفیت بازنمایی جنسیت و نقش‌های جنسیتی در تصاویر کتاب‌های درسی دوره اول دبستان: یک مطالعه ترکیبی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8491.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی بسامد و کیفیت بازنمایی جنسیت، نقش‌های جنسیتی و کلیشه‌های جنسیتی در کتاب‌های درسی دوره اول دبستان است. بدین منظور و در قالب پژوهشی با رویکرد ترکیبی (کمی-کیفی)، هجده کتاب دوره اول دبستان بررسی شده‌اند که بخش کیفی غالب و بخش کمی مغلوب تعیین گردید. در گام نخست، تحلیل محتوای کمی با هدف شمارش و مقایسه فراوانی تصاویر دختران و پسران در کتاب‌های درسی انجام شد. یافته‌های این مرحله به‌عنوان داده‌های پشتیبان برای مرحله دوم استفاده گردید. در گام دوم، تحلیل محتوای کیفی 6 تصویر منتخب، بر اساس چهارچوب نشانه‌شناسی اجتماعی کرس و ون لیوون انجام شد تا شیوه بازنمایی جنسیت در تصاویر شناسایی شود. نتایج نشان داد که ۶۱ درصد تصاویر کتاب‌های دوره اول دبستان به مردان و ۳۹ درصد به زنان اختصاص دارد و تنها در کتاب ریاضی پایه دوم، تعداد تصاویر زنان بیشتر است. علاوه بر تفاوت در تعداد، نحوه بازنمایی نیز نابرابر است؛ مردان بیشتر در نقش‌های فعال، پرنفوذ و علمی به تصویر کشیده شده‌اند، در حالی که زنان عمدتاً در نقش‌های سنتی و وابسته ظاهر شده‌اند. همچنین، مشاغل مدیریتی، فنی و پژوهشی اغلب به مردان اختصاص داده شده و زنان در نقش‌هایی با ماهیت مراقبتی و آموزشی نمایش داده شده‌اند. این الگوها نشان‌دهنده بازتولید کلیشه‌های جنسیتی در محتوای آموزشی است که می‌تواند بر نگرش و انتخاب‌های آینده دانش‌آموزان تأثیر بگذارد. کتاب‌های درسی باید متناسب با تحولات جامعه و با درنظرگرفتن بافت فرهنگی متکثر ایران بازنگری شوند تا بازنمایی جنسیت و فرصت‌های جنسیتی عادلانه‌تر و همراه با توانمندی‌های هر دو جنس صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر محیط یادگیری تعاملی برخط مبتنی بر بحث گروهی و بازخوردهمتا بر بهبود یادگیری و تفکر انتقادی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8542.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر محیط‌های یادگیری تعاملی برخط مبتنی بر بحث گروهی و بازخوردهمتا بر بهبود یادگیری و تفکر انتقادی دانشجویان کارشناسی علوم‌تربیتی دانشگاه شیراز بود. این پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با یک گروه کنترل و سه گروه آزمایشی بود. نمونه شامل 64 دانشجو بود که به‌صورت در دسترس انتخاب، و سپس به‌صورت تصادفی در چهار گروه (هر گروه 16 نفر) تقسیم شدند. گروه‌ها شامل گروه کنترل (بازخوردهمتا بدون ساخت)، گروه آزمایش یک (بحث گروهی + بازخوردهمتا بدون ساخت)، گروه آزمایش دو (بازخوردهمتا ساختمند) و گروه آزمایش سه (بحث گروهی + بازخوردهمتا ساختمند) بودند. محیط یادگیری تعاملی برخط با استفاده از سیستم مدیریت یادگیری مودل و افزونه‌های آن طراحی شد که فعالیت‌های بحث گروهی، بازخوردهمتا و نگارش استدلالی را پشتیبانی می‌کرد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون یادگیری محقق‌ساخته و پرسشنامه تفکر انتقادی هانی (2004) بود. ضریب کودر-ریچاردسون 20 برای آزمون یادگیری برابر با 73/0، و ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه تفکر انتقادی برابر با 84/0 محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که محیط‌های یادگیری تعاملی برخط پشتیبانی شده با بازخوردهمتای ساختمند (گروه‌های آزمایش دو و سه) به‌طور معنی‌داری یادگیری و تفکر انتقادی را بهبود بخشیدند. گروه آزمایش سه، با ترکیب بحث گروهی و بازخورد همتای ساختمند، بهترین عملکرد را داشت. نتایج بر اهمیت پشتیبانی ساختاریافته در طراحی محیط‌های یادگیری تعاملی برخط تأکید دارد و نشان می‌دهد که طراحی دقیق این فعالیت‌ها می‌تواند به پرورش یادگیری عمیق‌تر و مهارت‌های شناختی مانند تفکر انتقادی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجارب زیسته‌ی معلمان و والدین در مواجهه با دانش‌آموزان چندفرهنگی دوره‌ی ابتدایی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8543.html</link>
      <description>هدف این پژوهش واکاوی تجارب زیسته‌ی معلمان و والدین در مواجهه با دانش‌آموزان چندفرهنگی دوره‌ی ابتدایی بود. این پژوهش‌‌ از نظر رویکرد‌‌‌، کیفی و از نوع؛ پدیدارشناسی ‌توصیفی مبتنی بر مصاحبه‌‌ نیمه‌‌‌‌ ساختاریافته بود. میدان پژوهش شامل؛ معلمان و والدین مدارس ابتدایی چندفرهنگی استان قم در سال تحصیلی ۱۴۰۴&amp;amp;ndash;۱۴۰۳ بود. روش انتخاب مشارکت‌کنندگان به صورت هدفمند؛ مبتنی بر اشباع نظری یافته‌ها بود. معیار ورود مشارکت‌کنندگان معلم، برخورداری از سابقه ۵ ساله و تجربه‌ی مستقیم تدریس در کلاس‌های چندفرهنگی به مدت حداقل ۳ سال، و تمایل به شرکت در پژوهش؛ و برای والدین، داشتن فرزند در حال تحصیل در این مدارس از اقوام و ملیت‌های مختلف به مدت حداقل دو سال، و تمایل به شرکت در پژوهش بود. در نهایت مشارکت‌کنندگان،‌ 17 نفر از معلمان و‌ 19 نفر از والدین مدارس‌‌ ابتدایی چندفرهنگی بودند. اطلاعات نوشتاری به‌ دست‌آمده از مصاحبه‌ها، از روش تحلیل‌ محتوای مضمونی مبتنی بر روش ‌پدیدار‌شناسی‌ توصیفی‌ کلایزی (1978) مورد تجزیه‌‌ و‌ تحلیل قرار‌ گرفت. اعتمادپذیری اطلاعات توسط معیارهای ‌گوبا و لینکلن (1985) مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های حاصل از مصاحبه با معلمان؛ 10 مضمون اصلی و 24 زیرمضمون داشت. همچنین یافته‌های حاصل از مصاحبه با والدین؛ 5 مضمون اصلی و 12 زیرمضمون داشت. نتایج این پژوهش نشان داد؛ کیفیت یادگیری و تعاملات فرهنگی در مدارس چندفرهنگی، بیش از هر چیز، متأثر از تجربه‌های واقعی و روزمره معلمان و والدین در بستر مدرسه است و هرگونه سیاست‌گذاری یا مداخله آموزشی، باید مبتنی بر این تجربه‌های زیسته طراحی و اجرا شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه چارچوب برنامه درسی با رهیافت حیات طیبه در نظام تعلیم و تربیت: مطالعه ترکیبی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8540.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی با رهیافت حیات طیبه در نظام تعلیم و تربیت می‌باشد. طرح پژوهش، ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع طبقه بندی بود که در مرحله کیفی از روش مطالعه موردی کیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان بالقوه این بخش متون اسلامی، اسناد بالا دستی و پیشینه نظری و پژوهشی مرتبط با حیات طیبه و برنامه درسی است که با استفاده از شیوه تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت و بر این اساس مولفه های عناصر ده گانه برنامه درسی شامل منطق، آمان های برنامه درسی، اهداف کلی، محتوا، مفهوم آموزش، رویکردهای یاددهی- یادگیری، نقش مربی و متربی، نقش محیط یادگیری و ارزشیابی استخراج گردید. روش پژوهش مرحله کمی توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی رشته برنامه درسی، متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی، برنامه‌ریزان درسی، دانشجویان دکتری، و معلمان با سابقه تدریس دروس قرآنی و معارف بودند که بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده 312 انتخاب شدند و معیار گزینش آن‌ها تجربه کاری، تحصیلات، و فعالیت در حوزه برنامه درسی بود. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته‌ای بود که بر اساس ویژگی‌های استخراج‌شده در فاز کیفی طراحی شد و روایی آن از طریق روایی صوری، شاخص CVR، و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ (0.972 برای کل چارچوب) تأیید گردید. تحلیل داده‌های کمی با استفاده از تحلیل عاملی بیانگر معناداری تمامی مؤلفه های چارچوب برنامه درسی بود و اعتبار مطلوب چارچوب با داده های جمع آوری شده را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل سواد برنامه‌ریزی درسی معلمان دوره ابتدایی برمبنای نظریه داده‌بنیاد</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8614.html</link>
      <description>هدف تحقیق طراحی مدل سواد برنامه‌ریزی درسی معلمان دوره ابتدایی برمبنای نظریه داده‌بنیاد بود. روش‌تحقیق کیفی از نوع داده‌بنیاد بود. حوزه مورد مطالعه کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان امیدیه در سال تحصیلی1401-1402 بود. روش نمونه گیری نظریه ای و تارسیدن به اشباع نظری حجم نمونه 15نفر انتخاب شد. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ‌ساختاریافته استفاده شد. تحلیل داده‌ها بر اساس فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی مبتنی بر روش داده بنیاد با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام شد. یافته‌ها شامل شرایط ‌علی (زیرساختهای سیستمی، شایستگیهای حرفه معلمی، انسانی وآکادمیک)، شرایط ‌زمینه‌ای (شرایط فنی و دینامیک آموزشی، شرایط حرفه‌ای معلم، شرایط یادگیری فراگیران، شرایط کارکنان مدرسه، شرایط مالی جامعه، حمایت همه‌جانبه والدین)، شرایط مداخله‌گر (محیط آموزشی بسته، عدم تفاهم والدین، منفعل بودن فراگیران، ضعف زیرساختهای مالی و آموزشی، مشکلات همه‌جانبه معلم)، راهبردها (کاربرد روشهای بدیع آموزشی، آموزش تفکرمحوری، آموزش آنلاین و از راه دور، یادگیری متقابل از همکاران، ارتقا برنامه‌ریزی آموزشی معلمان، بکارگیری منابع یادگیری، خلق برنامه‌های کمک درسی، طراحی برنامه آموزشی، تعامل درست با دانش‌آموزان، ارتقا سطح علمی معلم، بهبود تعامل با والدین، تخصیص بودجه و امکانات مالی، سنجش نظام‌مند عملکرد معلم، تجلیل از منزلت معلم، ایجاد فضای آموزشی متعالی ، ارتقا بلوغ عاطفی معلم ،ارتقا اخلاق‌مداری،مدیریت تفویض اختیار،تبیین نقش فرهنگ‌سازی معلم،نظارت بر استخدام معلمان)، پیامدها (تغییر نقش یادگیری و یادگیرنده، ارتقای آموزش علمی، بهبود نگرش معلم، کیفیت زندگی معلم)، پدیده اصلی( توانایی تدوین مسیر، توانایی نیازسنجی، توانایی اجرا) بدست آمد که به صورت مدلی می‌تواند مبنای سواد برنامه‌ریزی درسی معلمان دوره‌ابتدایی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش چندرسانه‌ای با رویکرد CTL بر درک مفاهیم هندسی درس ریاضی دانش‌آموزان پایه چهارم ابتدایی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8535.html</link>
      <description>هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش چندرسانه‌ای با رویکرد CTL بر درک مفاهیم هندسی درس ریاضی در دانش‌آموزان پایه چهارم ابتدایی بود. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از دسته تحقیقات نیمه‌آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری تحقیق را دانش‌آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر الیگودرز به تعداد ۸۹۰ نفر که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ مشغول به تحصیل بودند، تشکیل دادند. تعداد ۷۰ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند و در دو گروه کنترل (۳۵ نفر) و گروه آزمایش (۳۵ نفر)؛ به‌صورت زوج همتا بر اساس نمره پیش‌آزمون چینش شدند. برای آموزش چندرسانه‌ای، به تعداد ۶ جلسه (به‌ازای هر درس دو جلسه) برای سه مبحث از درس ریاضی پایه چهارم ابتدایی از بسته آموزشی مداد و فیلم‌های آموزشی استفاده شد. برای سنجش درک مفاهیم هندسی درس ریاضی از نمره آزمون محقق ساخته استفاده شده است. روایی آزمون به تأیید متخصصان رسید و با استفاده از آلفای کرونباخ پایایی آزمون ۸۵۲/۰ به دست آمد. یافته‌ها نشان داد که روش آموزش چندرسانه‌ای بر درک مفاهیم هندسی مربوط به مبحث عمود و موازی، مبحث چهار ضلعی‌ها و مبحث محیط و مساحت در دانش‌آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر الیگودرز اثربخش است. ویژگی‌های چندرسانه‌ای تعاملی با رویکرد CTL مؤثر شامل استفاده از تصاویر غنی و مرتبط با زمینه‌های دنیای واقعی، تعاملی که امکان کاوش فعال را فراهم می‌کند، ارائه واقعی مسائل، بازخورد سازنده، چارچوب‌بندی متناسب با نیازهای دانش‌آموزان و ادغام عناصر هنر و زیبایی‌شناسی است. این یافته پیامدهای مهمی برای شیوه‌های یادگیری ریاضی در مدارس ابتدایی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل فرایندی توسعه مشاوره مدرسه اثربخش - رویکرد فراترکیب نظریه ساز</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8544.html</link>
      <description>نقش‌های متنوع مشاوران از جمله ارائه راهنمایی تحصیلی، حل تعارضات روان‌شناختی، و برقراری ارتباط موثر، نیازمند توانمندی‌هایی است که باید تقویت شوند. هدف کلی از این پژوهش، ارائه مدلی بود که به توضیح پیشایندها، فرایندها و پیامدهای توسعه مشاوره مدرسه اثربخش می پردازد. روش پژوهش حاضر آن، فراترکیب نظریه ساز بود. بر این اساس، واژه های کلیدی مانند "مشاوره"، یا " دانش مشاوره" یا " مهارت مشاوره" یا " شایستگی مشاور" "متوسطه" یا &amp;amp;laquo;دبیرستان&amp;amp;raquo; در پایگاه های داده لاتین و فارسی شناسایی و پس از ارزیابی و غربالگری مقالات و پایان نامه ها، نهایتاً تعداد 51 مقاله و پایان نامه برای استفاده در پژوهش مورد تحلیل قرار گرفتند. شیوه تحلیل داده ها بر مبنای نظریه داده بنیاد و شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. یافته های پژوهش در محور پیشایندها شامل دو کد محوری اصلی ویژگی های مدرسه و شایستگی های مشاور می باشد. فرایندهای توسعه مشاوره اثربخش نیز شامل چهارکد محوری خدمات مشاوره، به‌کارگیری راهبردهای مداخله، ارائه خدمات تکمیلی و اجرای آموزش شناسایی شده اند. پیامدهای توسعه مشاوره اثربخش شامل چهار گروه اصلی پیامدهای مرتبط با دانش‌آموزان، والدین، معلمان و مدرسه/جامعه بود. یافته های مبتنی بر روابط میان پیشایندها، فرایندها و پیامدها نشان داد تحقق یک مشاوره اثربخش در قالب یک چرخه پویا و بازخوردی عمل می‌کند. پیشایندهای مناسب موجب شکل‌گیری فرایندهای رشد دانش، نگرش و مهارت می‌شوند؛ این فرایندها به پیامدهای مثبت فردی، میان‌فردی و سازمانی منجر می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگو و اعتبارسنجی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار در برنامه درسی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8583.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: باتوجه به اینکه آموزش از ارکان اساسی توسعه پایدار گردشگری است و موفقیت آن به اجرای اصولی مانند تربیت نیروهای متخصص، آموزش، آگاه‌سازی در این حوزه وابسته است. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارائه الگو و اعتبارسنجی آموزش رسمی سواد گردشگری با رویکرد توسعه پایدار &amp;amp;rlm;در برنامه درسی دانش‌آموزان است.روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی، 20 نفر از خبرگان شامل اساتید دانشگاهی متخصص در زمینه آموزش رسمی سواد گردشگری هستند. در بخش کمی، از نظرات 343 نفر از معلمان حوزه آموزش و سواد گردشگری جهت اعتباریابی استفاده شد. در رویکرد کیفی نیز از تحلیل مضمون با نرم افزار maxqda2020 و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و در رویکرد کمی از روش توصیفی از نوع پیمایشی با نرم‌افزار SmartPLS3 استفاده شد.یافته‌ها: با بررسی و دسته‌بندی کدها، 96 شاخص را شناسایی نموده و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آن‌ها، در 21 مفهوم اصلی دسته‌بندی شد که در 8 گروه 1- عوامل زمینه‌ساز، 2- عوامل مداخله‌گر، 3- اهداف آموزشی، 4- اهداف پرورشی، 5- سواد گردشگری، 6- آموزش رسمی، 7- توسعه پایدار، 8- کیفیت زندگی جای ‌داده شدند. اعتبارسنجی الگوی پژوهش حاضر نشان داد الگوی تحقیق از برازش مطلوبی برخوردار است.بحث و نتیجه‌گیری: گنجاندن اهداف پرورشی در الگو نشان‌دهنده این است که آموزش سواد گردشگری باید به توسعه شخصیت و مهارت‌های اجتماعی یادگیرندگان نیز بپردازد. این اهداف می‌توانند شامل تقویت روحیه همکاری، مسئولیت‌پذیری و احترام به فرهنگ‌های مختلف باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی رویکرد نال در برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان: یک پژوهش کیفی</title>
      <link>https://jcr.shirazu.ac.ir/article_8623.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی ماهیت برنامه‌درسی دانشگاه فرهنگیان با محوریت رویکرد نال در رشته آموزش ابتدایی انجام شد. اجرای پژوهش ترکیبی از روش پدیدارشناسی همراه با تحلیل استنتاجی بود. میدان پژوهش دربرگیرنده اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 17 نفر از آنها از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش خود ارزیابی پژوهشگر و تحلیل‌های میان موردی برای اعتبار داده‌های پژوهش و روش مقایسه مستمر و نظام‌مند در ثبت و نوشتن داده‌ها برای تعیین پایایی داده‌ها استفاده شد. یافته‌های پژوهش بیانگر مفاهیمی مانند کیفیت برنامه‌درسی، فرهنگ دانشگاهی، قابلیت اساتید، فهم‌پذیری دانشجویان، نظام ارزشیابی و رویکرد آموزشی است که بر دانش معلمی(دانش تربیتی، دانش محتوایی، دانش محتوایی- تربیتی) تاثیرگذار بوده و ابعاد مختلفی از برنامه درسی نال را نمایان می‌سازد. نتایج نشان می دهد که رویکرد نال در برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان باید مورد بررسی مستمر قرار گیرد تا گستره ابعاد مختلف آن و عواملی که باعث توسعه آن در ساختار آموزشی می شود، شناسایی شود. هم‌چنین میزان تاثیرگذاری برنامه درسی نال بر فعالیت‌های نظری و عملی در محتوای درسی دانشگاه فرهنگیان ارزیابی شده تا نسبت به طراحی فعالیت های یادگیری مناسب اقدام شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
