بررسی صورت های عقلانیت و کارکردهای آن در برنامه درسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجو دکتری دانشگاه شیراز

2 دانشیار دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه شیراز

چکیده

سخن گفتن از مفاهیمی چون عقل و عقلانیت مانند بسیاری از مفاهیم دیگر ما را به وادی اختلاف­نظرهای اساسی که گاهی به تشتت منجر می­شوند می­کشاند. چنان­که مفهوم عقلانیت در اثر گذشت زمان، به­عنوان مفهومی تاریخی تلقی گردیده و تعابیر گوناگونی در مورد آن مطرح شده است و در بسیاری از سطوح به­کارگیری مفهوم عقلانیت توأم با گمراهی و ابهام در فهم معنی و مصداق آن بوده است. از سویی نکته قابل توجه این است که تعلیم و تربیت در رایج­ترین کاربرد خود بر عقلانیت یعنی پرورش اندیشه دلالت دارد و بر این امر تأکید می­شود که اساساً نباید بعد عقلانی را در عرض سایر ابعاد وجودی انسان تلقی کرد؛ بلکه باید آن را تنها وجه جدایی انسان از سایر موجودات و محور فعالیت­هایی دانست که انسانیت انسان را به ظهور می­رساند. سؤالی که مطرح می­شود این است که این تعقل و عقلانیتی که در برنامه درسی بر آن تأکید می­شود چه نوع عقلانیتی است و چه ماهیتی دارد؟ چرا که در هر نظام تربیتی، برنامه درسی است که محتوا و جریان رسمی و غیررسمی که ازطریق آن یادگیرندگان تحت نظارت مدرسه، معلومات و شیو­ه­ی درک و فهم را به­دست می­­آورند یا مهارت­ها را فرا می­گیرند و یا نگرش و ارزش­گذاری یا نظام ارزشی خود را تغییر می­دهند، مشخص می­کند. بنابراین بسته به این­که این برنامه­درسی چه معنایی از عقلانیت را پذیرفته، شکل نظام تربیتی هم متفاوت خواهد بود. از این­رو در این پژوهش تلاش گردید که انواع عقلانیت در یک سیر تاریخی مورد بررسی و مداقه قرار گیرد و سپس کارکردهای هریک از این انواع عقلانیت در برنامه­­درسی مشخص گردد. چنان­که در بررسی صورت گرفته می­توان انواع عقلانیت را در سه ­سطح طبقه­بندی کردکه عبارتند از: سطح نظری عقلانیت، سطح کنشی عقلانیت (عقلانیت ارتباطی و عقلانیت انتقادی) و سطح ساختاری عقلانیت یا عقلانیت رسمی. کارکردهای هر یک از این سه سطح در برنامه­درسی متفاوت است.

کلیدواژه‌ها